على محمدى خراسانى

88

شرح كفاية الأصول (فارسى)

است چون ذاتيات شىء بر شىء حمل شده است . ( منتها بحثى مطرح مىشود كه آيا حمل تمام ذاتيات بر ذات ، اولى ذاتى است يا حمل بعض ذاتيات بر ذات هم اولى ذاتى است ؟ مشهور احتمال اول را گفته‌اند ، و مرحوم علامه طباطبايى احتمال دوم را برگزيده است « 1 » ) 3 - و گاهى اتحاد ميان دو چيز نه در مفهوم است و نه در ماهيت ، بلكه صرفا در مصداق خارجى با يكديگر اتحاد و تصادق دارند . و اين اتحاد يا به اين شكل است كه يكى از آن دو كلى و ديگرى فرد و مصداق اوست . مانند زيد انسان ، و يا ميان دو كلى است كه خود فروضى دارد : يا دو مفهوم كلى با يكديگر تساوى كلى دارند . مانند انسان و ضاحك ، يا عموم و خصوص مطلق‌اند آن هم به اين صورت كه يا موضوع اخص مطلق است مانند الكاتب انسان و يا محمول اخص است مانند الانسان عالم ، و يا اعم و اخص من وجه مىباشند ، مانند : انسان و ابيض ، ولى در تمام موارد ميان آن دو اتحاد مصداقى وجود دارد ، و خود اتحاد مصداقى انواع و انحائى دارد : گاهى اتحاد صدورى است يعنى محمول از موضوع صادره شده است مثل زيد ضارب . و گاهى اتحاد حلولى است كه محمول حالّ در موضوع و عرضى از عوارض آن است ، مثل الجسم ابيض . و گاهى اتحاد قيامى است كه محمول قائم به موضوع است ، مانند : زيد قائم . و گاهى اتحاد انتزاعى دارند مانند : السماء فوق ، الارض تحت . و گاهى اتحاد اعتبارى و در عالم اعتبار دارند ، مانند : هذا ملك و ذاك مملوك و . . . كه مبسوطا در مبحث مشتق خواهد آمد . حال تمام اين‌ها حمل شايع صناعى ناميده مىشوند با حفظ اين مقدمه طولانى مىگوئيم : براى تشخيص معناى حقيقى از مجازى ، آن معناى مشكوك مرتكز در ذهن را با همان نحو اجمالى و ارتكازى كه ( مثلا حيوان مفترس )

--> ( 1 ) - نهاية الحكمة ، ص 78 .